شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آب گردد می گلرنگ ز رنگ آلشدیده آینه پرخون شود ازتمثالش
۲
شبنم از پرتو خورشید بلندی گیردبه فلک می رسد آن سر که شود پامالش
۳
تر شود پیرهنش از عرق شرم و حیااگر آیینه درآغوش کشد تمثالش
۴
چون نسیم سحر از لاله ستان می گذردازسر خاک شهیدان دل فارغبالش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth