خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط دمیده است ز لعل لب شکرشکنش ؟یا به خون چشم سیه کرده عقیق یمنش
۲
این چه لطف است که برخود چونظر اندازدیوسفستان شود ازپرتو عارض بدنش
۳
آتشین لعل لب یار فروغی داردکه سخن همچو گهر آب شود در دهنش
۴
یوسفی را که من ازخیل نظر بازانمپرده دیده یعقوب بود پیرهنش
صفحهٔ ۱ از ۳