خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۴۹۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
داغدار از عرق شرم شود نسرینشآب گردد ز اشارت بدن سیمینش
۲
بوی مشک ازنفس سوخته اش می آیددر دل هرکه کند ریشه خط مشکینش
۳
این چه لطف است که چون سرو شود مینارنگاز بغل گیری آیینه تن سیمینش
۴
آب چون آینه رفتار فراموش کندسایه برآب روان گر فکند تمکینش
صفحهٔ ۱ از ۲