شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۴۹۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ساده لوحی که شکایت کند از قسمت خویشمی کشد تیغ به سیمای ولی نعمت خویش
۲
حسن از پاکی دامن نفس خوش نکشیدغنچه پیوسته به زندان بود از عصمت خویش
۳
سرو و شمشاد و صنوبر همه برخاک افتندهرکجا قامت او جلوه دهد رایت خویش
۴
گرچه شد صورت دیوار زخشکی زاهدبه تماشای تو بیرون دود از خلوت خویش
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth