خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکستْ رنگِ مرا رنگ همچو مهتابشربود خواب مرا نرگسِ گرانخوابش
۲
میان برهمن و بت حصار سنگ کِشدنظرفریبی ابروی همچو محرابش
۳
عقیق خون مسیحا به زیرِ لب داردهنوز تشنهٔ خون است لعلِ سیرابش
۴
خلیل کو گل از آن روی آتشین چیند؟کجاست خضر که بیند به عالمِ آبش؟
صفحهٔ ۱ از ۲