شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۰۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشا سری که سرگشتگی رهانندشبه کرسی از سرزانوی خود نشانندش
۲
مده به سوختگی دامن امید از دستکه دانه ای که نسوزد نمی دمانندش
۳
سپند تا نزند مهرخامشی برلببه روی مسند آتش نمی نشانندش
۴
ز شوق بیخبری دست می دهد عارفاگر ز خود به زر قلب می ستانندش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth