خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
که می رهد زخم طره گرهگیرش؟که چشم بررخ یوسف گشوده زنجیرش
۲
هزار زخم نمایان ز غمزه ای دارمکه برنیامده ازخانه کمان تیرش
۳
هنوز شیوه چین جبین نمی داندهنوز نو خط جوهر نگشته شمشیرش
۴
به خوان حسن تو یعقوب اگر شود مهمانکنی ز نعمت دیدار،چشم و دل سیرش
صفحهٔ ۱ از ۲