خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمانده زنده کس از دست و تیغ چالاکشهنوز می پرد از شوق،چشم فتراکش
۲
علم به خون مسیحا و خضر چرب کندچو از نیام کشد تیغ، حسن بیباکش
۳
رخی که هر دو جهان در فروغ اومحوستنظر چگونه کندبی نقاب ادراکش ؟
۴
به خاک هر که نهال تو سایه اندازدزبان شکر برآید چو سبزه از خاکش
صفحهٔ ۱ از ۲