شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۰۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا بیا که شدم در غم تو سوداییدرآ درآ که به جان آمدم ز تنهایی
۲
عجب عجب که برون آمدی به پرسش منببین ببین که چه بی‌طاقتم ز شیدایی
۳
بده بده که چه آورده‌ای به تحفه مرابنه بنه بنشین تا دمی برآسایی
۴
مرو مرو چه سبب زود زود می‌برویبگو بگو که چرا دیر دیر می‌آیی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth