شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۰۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بامداد دلم می‌جهد به سوداییز بامداد پگه می‌زند یکی رایی
۲
چگونه آه نگویم که آتشی بفروختکه از پگه دل من گشت آتش افزایی
۳
فسون ناله بخوانم بر اژدهای غمشکه آتشست دم او و ناله سقایی
۴
عجب که دوش کجا بوده است این دل منکه بر رخ دل من هست تازه صفرایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth