خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چراغ عشق نمی گردد از لحد خاموشکی آتش جگر سنگ می شود خاموش؟
۲
ز پند ناصح بی مغز ،عشق آسوده استکه بحر را نکند پرده زبد خاموش
۳
چو شمع کشته نلرزد به زندگانی خویشزبان هر که شد از حرف نیک و بد خاموش
۴
به گفتگوی تنک مایگان مبر غیرتکه زود می شود این سیل بی مدد خاموش
صفحهٔ ۱ از ۳