خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۱۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ببست خواب مرا جاودانه دلداریبه زیر سنگ نهان کرد و در بن غاری
۲
به خواب هم نتوان دید خواب چشم مراچو مردهای که درافتاد در نمکساری
۳
کجاست خواب و کجا چشم و کو قرار دلیکجا گذارد این فتنه صبر صباری
۴
اگر چه کوه بود عقل همچو که بپردببین چه صرصر باهیبتست این باری
صفحهٔ ۱ از ۱