خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میخانه ای است باغ که گلهاست ساغرشترکن دماغ جان ز می روح پرورش
۲
هر نخل پرشکوفه درین باغ لیلیی استکز خیرگی فکنده به یک شاخ، چادرش
۳
گلگل شده است پیکر سیمین بوستاناز بس که ابر تنگ کشیده است دربرش
۴
جز نخل پرشکوفه ندارد جهان خاکچرخی که بر مراد بود سیر اخترش
صفحهٔ ۱ از ۲