خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حرف سبک نمی بردم ازقرار خویشاز هر صدا چو کوه نبازم وقار خویش
۲
گر بگذرد چو خوشه پروین سرم ز چرخافتم چو سایه درقدم شاخسار خویش
۳
بر شمع مضطرب شده دست حمایتمعاجز کشی چو باد نسازم شعار خویش
۴
چون آفتاب، گوهرم ازکان عزت استبرخاک اگر فتم، نفتم ز اعتبار خویش
صفحهٔ ۱ از ۵