شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۰۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ازگفتگوی عشق گزیدم زبان خویشازشیر ماهتاب بریدم کتان خویش
۲
گر بیخبر روم ز جهان جای طعن نیستیک کس نیافتم که بپرسم نشان خویش
۳
نانش همیشه گرم بود همچو آفتابهرکس به ذره فیض رساند زخوان خویش
۴
چون سرو درمقام رضا ایستاده امآسوده خاطرم ز بهار و خزان خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth