خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از ترک مدعاست دل من به جای خویشآسوده ام ز خاطر بی مدعای خویش
۲
غافل ز سیر عالم بالا نمی شومافتد چوشمع اگر سر من زیر پای خویش
۳
از امتیاز دست چو آیینه شسته امبا خوب و زشت صافدلم از صفای خویش
۴
پهلوی لاغرست مرا بوریای فقرفرش دگر مرانبود درسرای خویش
صفحهٔ ۱ از ۳