خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از جا نمی روم چو سپند از نوای خویشآتش زنم به محفل و باشم به جای خویش
۲
زان مطرب بلندنوا در ترانه امچون نی نمی زنم نفسی بر هوای خویش
۳
زان ساقی خودم که نیابم درین جهانمردی سزای باده مردآزمای خویش
۴
چون نیست هیچ کس که به فریاد من رسدخود رقص می کنم چو سپند از نوای خویش
صفحهٔ ۱ از ۲