شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۳۱۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پدید گشت یکی آهوی در این وادیبه چشم آتش افکند در همه نادی
۲
همه سوار و پیاده طلب درافتادندبجهد و جد نه چون تو که سست افتادی
۳
چو یک دو حمله دویدند ناپدید شد اوکه هیچ بوی نبردی کسی به استادی
۴
لگام‌ها بکشیدند تا که واگردندنمود باز بدیشان فزودشان شادی
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth