خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بی نشان کشم نفسی بر هوای خویشچون گردباد محو کنم نقش پای خویش
۲
مستغنی از بهارم وآسوده ازخزاندر دشت ساده دل بی مدعای خویش
۳
خلوتگهم ز بکر معانی است پرزحورآماده است جنت من درسرای خویش
۴
ازآب زندگی نکشم منت حیاتچون خضر،سبزم از سخن جانفزای خویش
صفحهٔ ۱ از ۲