خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۰۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رستم کسی بود که برآید به خوی خویشدر وقت احتیاج بگیرد گلوی خویش
۲
آبی است آبرو که نیاید به جوی بازاز تشنگی بسوز ومریز آبروی خویش
۳
هرکس که همچو صبح نفس راشمرده زدپرنور کرد عالمی ازگفتگوی خویش
۴
بیدار شو به چشم تأمل نظاره کنهر صبحدم درآینه حشر روی خویش
صفحهٔ ۱ از ۲