خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز صبحگاه فتادم به دست سرمستینهاده جام چو خورشید بر کف دستی
۲
ز نوبهار رخش این جهان گلستانیبه پیش قامت زیباش آسمان پستی
۳
فروگرفت مرا مست وار و میگفتمبجستمی من از او گر بهانهای هستی
۴
بگفت حیله مکن هین گمان مبر که اگرتن تو حیله شدی سر به سر ز ما رستی
صفحهٔ ۱ از ۲