خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۱۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرست بادهٔ جان را به رسم دلداریبدان نشان که مرا بینشان همیداری
۲
بدان نشان که به هر شب چو ماه میتابیز ابر دل قطرات حیات میباری
۳
چه قطرههاست که از حرف عشق میباردز گل گلی بفزاید ز خار هم خاری
۴
میان خار و گل این سینهها چو بلبل مستضمیر عشق دل اندر سحر به سحر آری
صفحهٔ ۱ از ۲