شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برسر حرف آمده است چشم سیاهشنو خط جوهر شده است تیغ نگاهش
۲
آینه را پشت و رو ز هم نشناسدمیشکند دیگری هنوز کلاهش
۳
گرچه لبش سر به مهر شرم و حجاب استداد سخن می دهد زبان نگاهش
۴
با همه کس گرم الفت است چو خورشیدساده دل افتاده است روی چو ماهش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth