خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محبت تو ز دل داد پیچ و تاب عوضگرفت خاک سیه،داد مشک ناب عوض
۲
ستاره ای به دل از داغ عشق او دارمکه نه به ماه کنم نه به آفتاب عوض
۳
به نور عقل درین انجمن کسی بیناستکه کرد دولت بیدار را به خواب عوض
۴
شدم خراب زبیم خراج،ازین غافلکه گنج می طلبند از من خراب عوض
صفحهٔ ۱ از ۲