خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۳۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میان تیرگی خواب و نور بیداریچنان نمود مرا دوش در شب تاری
۲
که خوب طلعتی از ساکنان حضرت قدسکه جمله محض خرد بود و نور هشیاری
۳
تنش چو روی مقدس بری ز کسوت جسمچو عقل و جان گهردار، وز غرض عاری
۴
مرا ستایش بسیار کرد و گفت:« ای آنکه در جحیم طبیعت چنین گرفتاری
صفحهٔ ۱ از ۳