خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مکن با خاکساران سرکشی در روزگار خطکه می پیچد بساط حسن را برهم غبار خط
۲
برات آسمانی باز گردیدن نمی داندبه آب تیغ هیهات است بنشیند غبار خط
۳
نباشد سرفرازی یک دم افزون شعله خس رامنه زنهار دل بر دولت ناپایدار خط
۴
تبسم می کنی چون برق بی پروا، نمی دانیکه دارد گریه ها در آستین ابر بهار خط
صفحهٔ ۱ از ۳