خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زلف تو نرم شانه شد از گوشمال خطهر مویی ازتو شد شب عید از هلال خط
۲
گردد دعا به دامن شب بیش مستجابنومید نیستیم ز حسن مآل خط
۳
دریای رحمتی است که موجش زعنبرستروی عرق فشان تو در زیر بال خط
۴
سودای زلف،حلقه بیرون در شوددر هر دلی که ریشه دواند خیال خط
صفحهٔ ۱ از ۴