شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در عروج نشأه می می کند طوفان سماعکار دامن می کند بر آتش مستان سماع
۲
از غبار کلفت و گرد غم و زنگ ملالپاک سازد صحن مجلس رابه یک جولان سماع
۳
عقده دلها ز رقص بیخودی وا می شودمی کند این پسته لب بسته را خندان سماع
۴
چون خم چوگان به دست افشاندن مستانه ایگوی دلها را برد بیرون ازین میدان سماع
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth