خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مابه خون جگریم از می گلگون قانعبا خماریم ز لعل لب میگون قانع
۲
هرگز از می نشود جام نگونش خالیهرکه چون لاله شود بادل پر خون قانع
۳
می شود ساغرش ازباده حکمت لبریزشد به خم هرکه ز مسکن چو فلاطون قانع
۴
فارغ از دردسر جاه شود ، هرکس شدبه کلاه نمدازتاج فریدون قانع
صفحهٔ ۱ از ۲