شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز روشنی جگر داغدار دارد شمعز راستی مژه اشکبار دارد شمع
۲
چراغ روز ندارد ز پرتو خورشیدخجالتی که ز رخسار یاردارد شمع
۳
تمام شب به امید وصال پروانهستاده بر سر پا انتظار دارد شمع
۴
ز هم نمی گسلد آب چشم زنده دلانکه رشته از رگ ابر بهار دارد شمع
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth