خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم به نکهت خشکی ز بوستان قانعز وصل گل به خس و خار آشیان قانع
۲
درون خانه شکارش آماده استکسی که گشت به خمیازه چون کمان قانع
۳
زبان دراز بود، هرکه همچو تیغ شودبه خون ز نعمت الوان این جهان قانع
۴
چرا طفیلی زاغ سیاه کاسه شود؟کسی که همچو هما شد به استخوان قانع
صفحهٔ ۱ از ۲