شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل چون شود جدا ز سر زلف یار جمع؟کز رشته می شود گهر شاهوار جمع
۲
گردید مخزن گهر ولعل سینه اشتاکرد پا به دامن خود کوهسار جمع
۳
در یک نفس به باد فنا می دهد خزانچندان که برگ عیش کند نوبهار جمع
۴
شستم ز کار هردو جهان دست،چون نشدکار غیور عشق تو با هیچ کار جمع
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth