خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این سرشک آتشین کز دیده می بارد چراغتخم مهری در دل پروانه می کارد چراغ
۲
گریه ظاهر ندارد جنگ با سنگین دلیمی کشد پروانه را و اشک می بارد چراغ
۳
جامه فانوس شد خاکستری از برق آههمچنان از سرکشی سر در هوا دارد چراغ
۴
شور بیداری همین دردیده پروانه نیستتاسحر کوکب ز اشک خویش بشمارد چراغ
صفحهٔ ۱ از ۳