شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شعله ور گردد ز شور عشق آواز چراغاز پرپروانه باشد پرده ساز چراغ
۲
بس که سودا کرده عالم را سیه درچشم منمی کند هر کرم شب تابی به من ناز چراغ
۳
صحبت روشن ضمیران پرده سوز غفلت استخواب می سوزد چشم ازدیده باز چراغ
۴
ما به مهر و مه ز قحط حسن قانع گشته ایمکز تهی چشمی شود روزن نظر باز چراغ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth