خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکجا دلمردهای را یافت احیا کرد عشقجمله ذرات عالم را سویدا کرد عشق
۲
ریخت دریا درگریبان قطره کم ظرف راذره ناچیز را خورشید سیما کرد عشق
۳
جلوه زلف پریشان میکند موج سراببس که بر اوراق هستی مشق سودا کرد عشق
۴
صبح شورانگیز محشر زد نمکدان بر زمینتا ز خلوتگاه وحدت رو به صحرا کرد عشق
صفحهٔ ۱ از ۳