خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتشین شد چهره خاک از می گلرنگ عشقچرخ شد خاکستری از آتش بی رنگ عشق
۲
می نماید چون گل خورشید از آب روانچهره اندیشه از آیینه بی زنگ عشق
۳
چون گذشتی از فضای دل درین وحشت سرادرخور جولان ندارد عرصه ای شبرنگ عشق
۴
با کدامین شیشه دل گویم که در میدان رزمکرد کار مومیایی با دل من سنگ عشق
صفحهٔ ۱ از ۴