شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۱۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در دل خلد چو تیر قضا هر ادای خلقرحم است بر کسی که شود آشنای خلق
۲
صبح قیامت است جبین گشاده شانبرق فناست خنده دندان نمای خلق
۳
در شوره زار ریختن آب زندگی استاز عمر آنچه صرف کنی دررضای خلق
۴
در چار موجه لنگر کشتی است بادبانآسودگی طمع مکن ازآشنای خلق
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth