خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۱۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در زلف تو آویخت دل از قید علایقسررشته پیوند بود تاب موافق
۲
پهلو به حیات ابدی می زند آن زلفاین است سوادی که به اصل است مطابق
۳
از عشق شکایت گنه حوصله ماستباکودک بدخو چه کند دایه مشفق؟
۴
دیگر نشود جمع به شیرازه محشرهردل که پریشان شود ازناله عاشق
صفحهٔ ۱ از ۲