شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۲۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می شود خرج زمین چون میوه خام افتد به خاکوای بر آن کس که اینجا ناتمام افتد به خاک
۲
از طلوع و از غروب مهر روشن شد که چرخهرکه را برداشت صبح از خاک، شام افتد به خاک
۳
بی تأمل از لب هرکس که حرفی سر زندمست خواب آلوده‌ای از پشت بام افتد به خاک
۴
هست بیرنگی همان در گوهر او برقرارپرتو خورشید اگر رنگین ز جام افتد به خاک
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth