خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نشأه می گرچه نتوان یافتن از جام خشکگاه کار بوسه تر می کند پیغام خشک
۲
گر به بوسی ترنمی سازی لب خشک مراقانعم از لعل سیراب توبا دشنام خشک
۳
مردمی هرگز ز چشم او ندیدم،گر چه منمی کشم روغن به زور جذبه ازبادام خشک
۴
وای برمن کز عقیق آبدار او مراستچون نگین دان،با کمال قرب قسمت کام خشک
صفحهٔ ۱ از ۳