خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر من مریز اشک ترحم به زیر خاکآن دانه نیستم که شوم گم به زیر خاک
۲
از دل به مرگ شورمحبت نمی رودجوش نشاط می زند این خم به زیر خاک
۳
سر سبزی بهار نیرزد به برگریزخوش وقت دانه ای که شود گم به زیر خاک
۴
دامان خاک کلبه بزار گشته استمانده است بس که دامن مردم به زیر خاک
صفحهٔ ۱ از ۲