خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از بس شدند زهره جبینان نهان به خاکگردون نشست تا کمر کهکشان به خاک
۲
از آستان عشق غباری است نوبهارسر سبز آن که رفت درین آستان به خاک
۳
چون لاله سرخ روی برون آید از زمینبا خویش هرکه برد دل خونچکان به خاک
۴
آزادگان ز آب حیاتند بی نیازهرسرو کرده است دو صد باغبان به خاک
صفحهٔ ۱ از ۴