شعر را زندگی کن
خلوتی با صائب

غزل شمارهٔ ۵۲۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از ترزبانیم نشد آسوده کام خشککز آب تیغ، سبز نگردد نیام خشک
۲
زنهار تن به نام مده چون نگین، که شدعالم سیاه درنظر من زنام خشک
۳
غیر از جواب خشک ندارد نتیجه ایآن را که هدیه ای نبود جز سلام خشک
۴
از ریزش است دست تو چون ابر اگر تهیاز سایلان دریغ مدار احترام خشک
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth