خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از تنک رویی شود همصحبت هر خار گلمی کشد دایم ز حسن خلق خود آزار گل
۲
نوبهاران را اگر میخانه در پرده نیستاز کدامین باده رنگین می کند رخسار گل
۳
دارد از شبنم بهار آیینه اش پیش نفسبس که رفت از دیدن رخسار اواز کار گل
۴
نیست دور شادمانی را بقای همچو برقتا به خود جنبیده ای می افتد از پرگار گل
صفحهٔ ۱ از ۷