خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نیست امروزی چو شبنم عشق من باروی گلدر حریم بیضه خلوت داشتم با بوی گل
۲
آب چشم بلبلان آیینه داری می کندمی نهد شبنم عبث آیینه بر زانوی گل
۳
در گلستانی که رخسار تو گردد بی نقابرنگ نتواند گرفتن خویش را بر روی گل
۴
عشق در مستی عنان شرم می دارد نگاهناله بلبل نپیچد از ادب با بوی گل
صفحهٔ ۱ از ۲