خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بدر از روشنی عاریه گردید هلالکوته اندیش محال است کند فکر مال
۲
در سیه دل نکند صحبت نیکان تاثیرپای طاوس نگارین نشود از پر وبال
۳
از چراغی که گدا می طلبد روشن شدکه شود روز شب تیره به ارباب سوال
۴
تا به خسرو نکند زندگی شیرین تلخخون فرهاد محال است که گردد پامال
صفحهٔ ۱ از ۶