خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خمار من نشکست از ایاغ چشم غزالفزود داغ جنونم ز داغ چشم غزال
۲
به داغ لاله کجا التفات خواهد کردرمیده ای که ندارد دماغ چشم غزال
۳
به دیده ای که زوحدت سیاه مست شده استیکی است داغ پلنگ و ایاغ چشم غزال
۴
اگر ز باد خزان شمع لاله کشته شودبس است بر سر مجنون چراغ چشم غزال
صفحهٔ ۱ از ۲