خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۵۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مشو چو بیخبران غافل از نظاره گلکه یک دو صبح بود شوخی ستاره گل
۲
برآن سیاه گلیم است سیر باغ حلالکه همچو سوخته درگیرد از شراره گل
۳
گلی که آفت پژمردگی نمی بیندهمان گل است که چینند از نظاره گل
۴
چه خوشنماست ز معشوق شیوه عاشقکباب کرد مرا جیب پاره پاره گل
صفحهٔ ۱ از ۲