خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رخسار همچو ماه تو از عنبرین هلالدرگوش آفتاب کشد حلقه زوال
۲
فارغ زرشک آینه وآب کرده استعشاق را نظاره آن حسن بی مثال
۳
بر لعل او عقیق کند آب خود سبیلبر سیب او سهیل کند خون خود حلال
۴
لب نیست رخنه ای توان بست چون گشودچندان که ممکن است بپرهیز از سوال
صفحهٔ ۱ از ۲