خلوتی با صائب
غزل شمارهٔ ۵۲۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دلتا کی به سینه سنگ زنم ز آرزوی دل
۲
افتد ز طرف کعبه و بتخانه دربدرسر گشته ای که راه نیابد به کوی دل
۳
یوسف یکی و نکهت پیراهنش یکی استاز هیچ غنچه ای نتوان یافت بوی دل
۴
ساحل ز جوش سینه دریاست بی خبربا زاهدان خشک مکن گفتگوی دل
صفحهٔ ۱ از ۴